خدایا به من خوب زندگی کردن را بیاموز خوب مردن را خود خواهم اموخت(دکتر شریعتی)

مطالبی درباره بهتر زیستن
منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
نويسندگان
فاطمه طهرانی
کد هاي جاوا

داستانک  <-PostCategory-> 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟
راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
♥•٠·
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید: «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»


+ نوشته شده در شنبه 30 فروردین 1393ساعت 17:03 توسط behzi20 |
مطالب پيشين
» جوان گناهکار
» نکته!
» شعربرای کودکان
» گل پسر
» شعر نماز
» توبه راهزن با نماز
» تعبیر و بازگو كردن خواب
» حسبی الله
» چند حدیث زیبا درباره خانواده
» نماز اول وقت





موضوعات
کودک
بانوان
سلامتی
فضایل اخلافی
نکات خانه داری
خانه محبت
طراح قالب

Power By:LoxBlog.Com & NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران