خدایا به من خوب زندگی کردن را بیاموز خوب مردن را خود خواهم اموخت(دکتر شریعتی)

مطالبی درباره بهتر زیستن
منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفايل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
نويسندگان
فاطمه طهرانی
کد هاي جاوا

محبت الهی  <-PostCategory-> 

♥•٠·
گنجشک نر با ماده ی خود گفت: چرا نمی گذاری با تو جفت شوم؟ من اگر بخواهم می توانم قبه ی سلیمان را به منقار بکَنم و به دریا افکنم!
سخن گنجشک به گوش سلیمان رسید. نبی خدا تبسم نمود و به گنجشک نر گفت: آیا این ادعایی که کردی را می توانی انجام دهی؟!
گفت: نه رسول خدا، اما شخص، خودش را نزد زنش، بزرگ جلوه می دهد و عاشق را بر آنچه می گوید نباید ملامت کرد.
سلیمان با ماده سخن گفت: چرا از او رو می گردانی و به او بی اعتنایی می کنی؟ در حالیکه او ادعای محبت با تو را میکند!
گنجشک ماده گفت: ای رسول خدا! او دروغ می گوید و ادعایش باطل است. چون به جز من، دیگری را هم دوست دارد.
سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و بسیار گریست و چهل روز از عبادتگاه خود بیرون نشد و دعا می کرد که خداوند دل او را از محبت غیر او پاک گرداند و مخصوص محبت خود گرداند...
کتاب گناهان کبیره- شهید دستغیب


+ نوشته شده در جمعه 09 خرداد 1393ساعت 19:24 توسط behzi20 |
مطالب پيشين
» جوان گناهکار
» نکته!
» شعربرای کودکان
» گل پسر
» شعر نماز
» توبه راهزن با نماز
» تعبیر و بازگو كردن خواب
» حسبی الله
» چند حدیث زیبا درباره خانواده
» نماز اول وقت





موضوعات
کودک
بانوان
سلامتی
فضایل اخلافی
نکات خانه داری
خانه محبت
طراح قالب

Power By:LoxBlog.Com & NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران